شورم را . . .
خالی ام چون باغ بودا ، خالی از نیلوفرانش خالی ام چون آسمان ِ شب زده بی اخترانش
من سازم : بندی آواز . برگیرم ، بنوازم.
برتارم زخمه "لا" می زن ، راه فنا می زن
من دودم: می پیچم، می لغزم ، نابودم.
می سوزم ، می سوزم : فانوس تمنایم . گل کن تو مرا ، و درآ.
آیینه شدم ، از روشن و از سایه بری بودم . دیو و پری آمد ،
دیو و پری بودم . در بی خبری بودم.
قرآن بالای سرم ، بالش من انجیل ، بستر من تورات ،
وزبر پوشم اوستا،
می بینم خواب:بودایی در نیلوفر آب.
هر جا گل های نیایش رست ، من چیدم . دسته گلی دارم ،
محراب تو دور از دست: او بالا، من در پست.
خوشبو سخنم ، نی ؟ باد "بیا" می بردم ، بی توشه شدم در
کوه "کجا"، گل چیدم ، گل خوردم.
در رگ ها همهمه ای دارم ، از چشمه خود آبم زن ، آبم زن.
و به من یک قطعه گوارا کن ، شورم را زیبا کن .
باد انگیز ، درهای سخن بشکن ، جا پای صدای می روب.
هم دود "چرا"می بر، هم موج "من" و "ما" و "شما" می بر.
ز شبم تا لاله بیرنگی پل بنشان ، زین رویا در چشمم
گل بنشان ، گل بنشان.
پي نوشت :در فرهنگ بودایی ظهور بودا به صورت شعله صادره از نیلوفر تصویر می شود.
نيروانا : نیروانا هدف ممتاز آیین بودا و مرحله پایانی سلوک آیین بودا در راه رسیدن به اشراق کامل و آگاهی و آرامش مطلق است. نیروانا حالتی است که در آن آدمی از جهل رنج، شهوات، خشم، خواهش و تمنا و وابستگیها کاملاً تهی شده و به فرزانگی کامل دست یافتهاست.
نیروانا آخرین مرحلهٔ طریقت بودا و مقصد سلوک بودایی یست.نیروانا یعنی آزادی از سلسلهٔ علل رنجها و پیدایشها و فرو نشاندن مطلق عطش تمایلات. نیروانا یعنی زوال مطلق جهل و روشنی مطلق روح، نیروانا ساحل ممتاز و کمال ایده آلی است که بر اثر انجام سلوک و طریق هشت گانه بودایی تحقق میپذیرد.
وسعت دوست داشتن تو